پيام
+
گفتمش نقاش را نقشي بکش از زندگي **
با قلم نقش حبابي بر لب دريا کشيد

روزنه ي نور
90/4/4
محب علي*عليه السلام*
گفتمش چون مي کشي تصوير مردان خدا؟ ؛
تک درختي در بيابان يکه و تنها کشيد
محب علي*عليه السلام*
گفتمش تصويري از ليلي ومجنون رابکش ؛
عکس حيدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشيد
محب علي*عليه السلام*
گفتمش راهي بکش کان ره رساند مقصدم ؛
راه عشق و عاشقي و مستي ونجوا کشيد
محب علي*عليه السلام*
گفتمش نامردمان اين زمان را نقش کن ؛
عکس يک خنجرزپشت سر پي مولا کشيد
محب علي*عليه السلام*
گفتمش بر روي کاغذ عشق را تصوير کن ؛
در بيابان بلا، تصوير يک سقا کشيد
محب علي*عليه السلام*
گفتمش از غربت ومظلومي ومحنت بکش ؛
فکر کرد و چهار قبر خاکي از طه کشيد
محب علي*عليه السلام*
گفتمش سختي ودرد وآه گشته حاصلم ؛
گريه کردآهي کشيد وزينب کبري(س) کشيد
محب علي*عليه السلام*
گفتمش درد دلم را با که گويم اي رفيق ؛
عکس مهدي(عج) راکشيد و به چه بس زيبا کشيد
محب علي*عليه السلام*
گفتمش ترسيم کن تصويري از روي حسين(ع) ؛
گفت اين يک را ببايد خالق يکتا کشيد
يار همراه
عالي بودد
رزگل
گفتمش بر روي کاغذ عشق را تصوير کن ؛ در بيابان بلا، تصوير يک سقا کشيد:((((