پيام
+
حد روابط محرم و نامحرم (1)

محب علي*عليه السلام*
90/3/5
محب علي*عليه السلام*
گفته مي شه حد روابط محرم و نامحرم حد ضرورته ، تعريفش در يک جمله ميشه : اينکه "واقعا" لازم باشه با هم در ارتباط باشند و چاره اي جز اين نباشه ...
محب علي*عليه السلام*
مثلا در محيط کار : در حد پرسش و پاسخ ها و صحبت هايي که باعث پيشرفت کار و باز شدن گره اي از کار يا واضح شدن بخشي از اون ميشه و لا غير
محب علي*عليه السلام*
نيازي نيست براي شادکردن محيط يا به قولي از خشکي درآوردن محيط! گهگا مزه پراني کنيد يا کلامي رو ايراد بفرماييد ...
MAHMOODD
به نظر شما روابط اينتر نتي مثلا همين پارسي بلاگ چي؟؟؟؟
MAHMOODD
مگه نظر اسلام جز در موارد ضرورت نيست؟؟؟ واقعا اينجا الان ضروريه؟
محب علي*عليه السلام*
هيچ تفاوتي بين فضاي مجازي و حقيقي نيست ...
ميم - فاء
خب اينطور اگه دقيق بخوايم نگاه كنيم بايد اين «حد ضرورت» رو بازتعريف كنيم: اصلا آيا لزومي دارد كه ما اينجا دور هم جمع بشيم و يكي فيد بزنه و ديگري بياد نظر بذاره؟ واقعاً آيا ضرورتي هست؟ آيا واقعا چاره اي نداريم جز اينكه بيايم اينجا و باهم حرف بزنيم؟ ... خب واقعيتش اينه كه نه! هيچ ضرورتي وجود نداره. البته براي ادور هم جمع شدن ما، دليل وجود داره اما ضرورت و لزوم، نه!
ميم - فاء
ميخوام به اينجا برسم كه اين حرف كه «تعامل بين نامحرم ها، بايد فقط در حد ضرورت باشه»، حرف دقيقي نيست. حدّاقلش اينه كه با واقعيت تطابق نداره. چون اگه معيار، ضرورت باشه، هيچ زني نبايد بره خريد کنه چون بهرحال به حد ضرورت نيست و ميتونه مرد بره براش خريد کنه. هيچ زني هم نبايد بره کار کنه چون ضروري نيست و مرد ميتونه بيشتر کار کنه و بار اقتصادي خانواده رو به دوش بکشه و...
ميم - فاء
و خيلي مثالهاي ديگه که اگه واقعا بخوايم بهشون ملتزم باشيم بايد زندگي مون رو از اين رو به اون رو کنيم. بنابراين من معتقدم اين تعريف (که روابط بايد در حد ضرورت باشه) اصلا کاربردي و واقع بينانه نيست. اگر قرار بر بحث در اين ماجرا باشه بايد يه بحث اساسي بشه
حسان
حالت ايدهآل و خالى از هرگونه دغدغهاش همان ضرورت عرفى ـ و نه عقلى ـ است؛ البته ارتباط در محيطهاى مجازى انواع مختلف دارد. بحثش را در اتاق «فقه و زندگى» مطرح كرده بوديم: http://2imam.parsiblog.com/MLink/?4846915
محب علي*عليه السلام*
با فرموده جناب حسان موافقم، جناب فياضي هر موقعيتي ضرورتي براي خودش دارد که بايد طبق اون ضرورت رفتار کرد، مثلا ضرورت اين فيد ميتونه اين باشه که به نظر شخص بنده بعضي حريم ها رعايت نشده و مغفول مونده و کسي هم صحبتي در مورد اين موضوع نکرده بنابراين "لازم" ديدم که نه تنها در رفتار که مستقيم اين بحث رو باز کنم
محب علي*عليه السلام*
يا در مورد خريد رفتن زن، هميشه حالتي که شما فرموديد پيش نمياد و زن مجبور است بنابر ضرورت به خريد برود و الا اگر مرد "بتواند" و مانعي براي خريد نداشته باشد بايد او اين کار رو انجام بده
ميم - فاء
بله در اتاق بحثهاي خوبي شد ...
محب علي*عليه السلام*
و اما در مورد کار کردن خانم ها تنها بحث اقتصادي نيست گرچه اين هم ميتونه باشه : ممکنه زني به علت اينکه همسرش يا پدرش يا کفيلش توانايي نداره که از پس مخارج اون و اطرافيانش بربياد مجبور بشه بره سر کار
محب علي*عليه السلام*
و يا اينکه برحسب احساس وظيفه در محيط اطرافش تشخيص بده که بايد به عنوان يک زن در محيط هاي اجتماعي حضور فعال و البته با رعايت ضوابط اسلامي داشته باشه
ميم - فاء
خانم محب علي ،بله فيد شما كه ضرورتش مشخصه ولي اگر واژه ضرورت معيار باشه (حتي ضرورت عرفي) اصلا بايد پيامرسان تعطيل بشه . يعني همه فيدهاي شعر و نميدانم ريز نوشت و روز نوشت و اينها همه بايد تعطيل بشوند چون هيچ ضرورتي (حتي عرفي) ندارند.
ميم - فاء
عرض من اينست كه يك تعريف جامع و مانع تر و يك واژه بي غل و غش تر و رساناتر به مقصود، پيدا كنيم... واژه «ضرورت»، براي مسئله مورد بحث، گراي دقيقي نميدهد
محب علي*عليه السلام*
حد ضرورتي که بيان شده يک معناي مطلق نيست که بفرماييد کاربردش واقع بينانه نيست، ضمن اينکه تا جايي که خاطرم هست (نميگم تمام علما) اکثر علما از همين لفظ براي تعيين حد روابط نامحرم استفاده کردند
MAHMOODD
سلام ... در صورتيكه اينطوري نيست يعني تمام خانم هايي كه الان در حال اشتغال هستند مشكل مالي دارند و فقط به خاط ضرورته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ جواب كاملا واضحه: نععععع...
محب علي*عليه السلام*
و در پايان به نظرم خيلي خوبه که اين بحث در اين محيط حتما باز بشه و ازش سرسري رد نشيم (البته فعلا بحث روابط با نامحرم تا بعد ان شاء الله به حد روابط با محارم هم برسيم - منظورم خواهر و برادر و پدر و مادره)
محب علي*عليه السلام*
جناب فياضي همين واژه ضرورت اگر معنا بشه و تفهيم بشه ميشه بي غل و غش ... و در مورد تعطيل شدن انواع فيدهايي که فرموديد به نظرم همينطوره بايد تعطيل بشه (اميدوارم برچسب متحجر بودن نخورم) نيازي نيست اين همه بار احساسي شخصي در يک محيط عمومي ريخته بشه
محب علي*عليه السلام*
در هر صورت ممنون ميشم اگر طبق فرمايشتون اين موضوع رو باز کنيد و اين حد و حدود رو بفرماييد تا همه آگاه بشيم و ان شاء الله عامل ...
محب علي*عليه السلام*
و اما در مورد سوال جناب محمود ، بنده نگفتم تمام خانم هاي شاغل مشکل مالي دارند و بخاطر ضرورته علتش هم اينه که خيلي از ماها هنوز پايبند به حتي ساده ترين اصول دينمون نيستيم ، بنده فقط چند مورد از حالات ضرورت شاغل شدن خانم ها رو عرض کردم نه علت فعلي شاغل بودنشون رو ...
ميم - فاء
موافق نيستم. معناي ضرورت كاملا مشخصه . مثلا الان فرض كنيد «ضرورت» حضور يه خانم توي محيطهاي عمومي چي هست؟ من فكر ميكنم ابدا هيچ «ضرورتي» وجود نداره! ... دقت بفرماييد كه نقد من به «واژه ضرورت» هست كه ميگم اين واژه، واژه دقيقي نيست و نتيجه اي نميدهد كه ما داريم ميگيريم ازش . بحث رو به جاي ديگه ميبره. مثل همون مثال هايي كه عرض كردم ميشه. يعني بايد بحث رو اينقدر بپيچونيم كه بشه اون چيزي كه ميخوايم.
MAHMOODD
من قانع نشدم :-(اگه ميشه بيشتر توضيح بفرماييد ...
ميم - فاء
به نظرم بحثهايي كه جناب حسان لينكش رو مرحمت فرمودن بحث هاي نسبتاً كاربردي و خوبي هست و ميشه به عنوان مدل ازش استفاده كرد. البته جاي باز شدن و توضيح بيشتر هنوز هست
محب علي*عليه السلام*
براي اينکه درگير حاشيه نشيم روي لفظ ضرورت اصراري نداشته و ندارم ، هدف تبيين حد و حدود شرعي (نه عرفي!) و اسلامي روابط نامحرم در جامعه امروز ماست ...
ميم - فاء
خدا خيرتون بده خواهر بزرگوار...
حسان
خواهر محترم محب علي(عليه السلام)، اگر موافق باشيد پيشنهادم اين است كه بحث را به اتاق «فقه و زندگى» منتقل كنيد تا آثار آن براى بعد هم بيشتر قابل استفاده باشد. چون بنده هم قصد طرح همين بحث حدود روابط زن و مرد و به دنبال آن محدوده پوشش و حجاب را داشتم كه طبعاً موافق بحثهاى تكرارى نيستم و مىشود همين بحث را پربارتر كرد. http://2imam.parsiblog.com/Rooms/22/%d9%81%d9%82%d9%87+%d9%88+%d8%b2%d9%86%d8%af
محب علي*عليه السلام*
ممنون از شما بزرگواران ...
حسان
يك نكته: حتماً متوجه شدهايد و مطلعيد تشخيص مصاديق و موضوعات احكام، در بسيارى جاها موكول به «عرف» يا «نظر عرفى مكلف» شده؛ و طبعاً در اينجا عرف متشرّعين(دينداران) مدنظر است و نه مثلاً عرف يا عادت بلاد كفر. انشاءالله بعداً در همان اتاق به تعريف اين اصطلاح خواهيم پرداخت؛ فقط اشارهاى كردم كه «ضرورت عرفى» مطرح شده، معارض با احكام شرعى پنداشته نشود.
محب علي*عليه السلام*
ممنون جناب حسان بابت توضيحتون، معارض با احکام شرعي تصور نشده علت تاکيد بنده روي لفظ شرع و نه عرف، برداشت اشتباه افکار عمومي از عرف هست که شما الحمدلله با اضافه کردن کلمه متشرعين اون رو درستش کرديد، باز هم تشکر ...