• وبلاگ : راه نشانم بده ...
  • يادداشت : از دوست بپرسيد چرا ...
  • نظرات : 0 خصوصي ، 3 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + صدرا 


    مرا عهديست با جانان که تا جان در بدن دارم * هوا داران کويش را چو جان خويشتن دانم /حرفي بود از جنس دل و همواره چه تلخ ميگويد از نامردي زمان يا بهتر بگويم نامردي مردمان.هنوز طنين اين عمار از گوشهايمان زدوده نشده است.هنوز بغض هاي به نجوا تبديل شده در خاطرمان رنگ نباخته است.اما خود ما هم که ادعاي سر سپردگي داريم تنها در وبلاگمان فريا همان تپه نشينان را سر ميدهيم(تفکر آرماگدوني که باعث ميشود همواره بنشينيم و طلب مهدي از خدا کنيم بدون عمل.)پيشنهاد:1)متن از جنس دل و تکان دهنده براي نوشتن خيلي عالي و موثر است ولي نه هميشه متن تحليلي حتي اگر از خودتان نباشد.(سري به وب سايت اميرخاني بزنيد.)2)در ابتداي متن کلمه همچون را حذف کنيد زيرا از نظر ادبي معناي منفي به جمله داده است.3)کلمه ولايت نامداران ترکيب غريبي است درستي آنرا در فرهنگ لغت بررسي کنيد.ببخشيد طولاني بود.

    پاسخ

    ممنون از راهنماييتون،‌درباره مورد 1 ممنون ميشم بيشتر توضيح بديد بخش پايانيش چندان واضح نبود. کلمه همچون رو هم حذف خواهم کرد. اما در مورد "ولايت نامداران" ساخته خودمه شايد بايد در پانوشت توضيح ميدادم منظورم کساني هستند که ادعاي ولايي بودن و ولايت مداري دارند ولي وقتي پاي عمل در ميون باشه خودشون رو بالاتر از ولي و علامه ميدونن.